|
مژدگانی: مردی برای ملا خبر اورد که خداوند پسری به وی
داده و مژدگانی خواست ملا با خونسردی رو به او کرد و گفت خدا به من پسر داده به تو چه که مژدگانی می خواهی. عرعر کردن خر ملا: ملا مقداری پیاز بار الاغ خویش کرده و در کوچه بازار و شهر می گشت ولی هر بار که می خواست فریاد بزند و مردم را از خوبی و ارزانی پیازهایش با خبر نماید خرش شروع به عرعر کردن می نمود و نمی گذاشت ملا فریاد بزند ملا چند بار خواست فریاد بزند ولی با عرعر خر روبه رو شد و سر انجام عصبانی شد ئ خطاب به خر خود گفت: ببینم ایا تو پیازها را میفروشی یا من؟ خرما خوردن ملا:ملا مقداری خرما خرید و همین طور با هسته مشغول خوردن خرما ها بود زنش که ان صحنه را دید پرسید برای چه خرما را با هسته می خوری ملا گفت: مگر بقال سر کوچه خرما ها را بدون هسته به من فروخته که من هم انها را بی هسته بخورم. همه چیز: یک روز ملا یک کیلو گوشت خرید و به خانه اش اورد ان را به دست زنش داد و پرسید با این گوشت چه می توان پخت؟ زن اظهار داشت همه چیز ملا با خوشحالی گفت :بسیار خوب پس برای شام امشب خوراک همه چیز بپز. کار کردن شکم ملا: یکروز ملا در خانه خوابید و به دنبال کار نرفت زنش وقتی او را دید که خوابیده گفت: ملا برای چه خوابیده ای و به دنبال کار نمی روی ملا گفت: تا کی باید من کار کنم و شکمم بخورد بگذار یک روز هم او کار کند تا من بخورم. خواستگاری خر خری امد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان زبین این همه خرهای خوشگل یکی را کن نشان چون نیست مشکل خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود وپشتکی زد بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن بگفت مادربرو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن به اداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه دو تا پالان خریدند پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله خر عاقد کتاب خود گشایید وصال ایشان را نمایید دوشیزه خر خانم ایا رضایی؟ به عقد این خر خوشتیپ در ایی؟ یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانوم به گل چیدن برفته برای بار سوم خر بپرسید که خر خانوم سرش یکباره جنبید خران عرعر کنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی
این سری واستون عکسایی از کوچکترین سگ گذاشتم امید وارم خوشتون بیاد راستی عکسارو از سایت تک رنگ گرفتم.
|
About![]()
پاریس کوچولو نام دوم روستای دیزباد از خراسان رضوی می باشد Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 Links
kami_ k1 |