|
ايرنا: جشن شب يلدا يکي از زيباترين و پسنديده ترين آيينهاي باستاني در فرهنگ کهن ايران است که اسطوره و داستانهاي مختلفي در دل خود نهفته دارد.
مسئله ديگري كه پس از خطبه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم پيش آمد و بار ديگر حجت را بر همگان تمام كرد، اين بود كه مردي زيبا صورت و خوشبوي را ديدند كه در كنار مردم ايستاده بود و مي گفت: بخدا قسم، روزي مانند امروز هرگز نديدم. چقدر كار پسر عمويش را مؤكد نمود، و براي او پيماني بست كه جز كافر به خداوند و رسولش آنرا برهم نمي زند. واي بر كسي كه پيمان او را بشكند. در اينجا عمر نزد پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم آمد و گفت: شنيدي اين مرد چه گفت؟! حضرت فرمودند: آيا او را شناختي؟ گفت: نه. حضرت فرمودند: او روح الامين جبرئيل بود. تو مواظب باش اين پيمان را نشكني، كه اگر چنين كني خدا و رسول و ملائكه و مومنان از تو بيزار خواهند بود! معجزه غدير، امضاي الهي واقعه عجيبي كه به عنوان يك معجزه، امضاي الهي را بر خط پايان غدير ثبت كرد جريان حارث فهري بود. در آخرين ساعات از روز سوم، او به همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم آمد و گفت: اي محمد! سه سوال از تو دارم: آيا شهادت به يگانگي خداوند و پيامبري خودت را از جانب پروردگارت آورده اي ؟ آيا نماز و زكات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا اين علي بن ابي طالب كه گفتي ٍّ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاه ... از جانب پروردگار گفتي يا از پيش خود گفتي؟حضرت در جواب هر سه سوال فرمودند:خداوند به من وحي كرده است و واسطه بين من و خدا جبرئيل است و من اعلان كننده پيام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبري را اعلان نمي كنم. حارث گفت:خدايا اگر آنچه محمد مي گويد حق و از جانب توست سنگي از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكي بر ما بفرست. و در روايت ديگر چنين است: خدايا، اگر محمد در آنچه مي گويد صادق و راستگو است شعله اي از آتش بر ما بفرست.همينكه سخن حارث تمام شد و براه افتاد خداوند سنگي را از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد شد و از دُبُرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد. در روايت ديگر: ابر غليظي ظاهر شد و رعد و برقي بوجود آمد و صاعقه اي رخ داد و آتشي فرود آمد و همه دوازده نفر را سوزانيد.بعد از اين جريان، آيه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِع (1) لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ (2) ... نازل شد. پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم به اصحابشان فرمودند: آيا ديديد و شنيديد؟ گفتند: آري.و با اين معجزه، بر همگان مسلم شد كه غدير از منبع وحي سرچشمه گرفته و يك فرمان الهي است. آيا نمي دانيد كه محمد پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم كنار درختان غديرخم با حالت ندا ايستاد، و اين در حالي بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستي مكن كه تو محفوظ خواهي بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر كني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي. در اينجا بود كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دست علي عليه السلام را با دست راست بلند كرد و با صداي بلند فرمود: هر كس از شما كه من مولاي او هستم و سخن مرا بياد مي سپارد و فراموش نمي كند، مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او – نه به ديگري – به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم. پروردگارا هر كس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر كس با علي دشمني كند او را دشمن بدار. پروردگارا ياري كنندگان او را ياري فرما بخاطر نصرتشان امام هدايت كننده اي را كه در تاريكيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد. پروردگارا خوار كنندگان او را خوار كن و روز قيامت كه براي حساب مي ايستند خودت جزا
آدا لاولیس، نخستین برنامهنویس کامپیوتر تاریخ اوگوستا آدا بایرون (لاولیس) Ada Lovelace، در ۱۰ دسامبر سال ۱۸۱۵ در لندن به دنیا آمد، او دختر «لرد بایرون» شاعر معروف انگلیسی بود. رفتهرفته او با بزرگانی مثل چالز بابیج، چارلز دیکنز و مایکل فارادی آشنا شد. اما مهمترین دوره زندگی آدا را میتوان یک بازه زمانی ۹ ماهه در فاصله سالهای ۱۸۴۲ تا ۱۸۴۳ دانست: آدا در ۳۶ سالگی به خاطر ابتلا به سرطان رحم درگذشت و در کلیسای سنت ماری ماگدالن در جوار پدری که هیچگاه نمیشناختش، به خاک سپرده شد. ویلیام گیبسون در سال ۱۹۹۰ کتابی با عنوان ماشین تفریقی در مورد نوشت که یک نوول تاریخی در مورد زندگی آدا است.
گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است. در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر شوهرش می باشد در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت وی می شود لذابودن شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد
1 دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو . بلكه براي شخصيت كه من هنگام با تو بودن پيدا مي كنم. ۲اگر كسي تو را آن طور كه تو مي خواهي دوست ندارد به اين معنا نيست كه تو با تمام وجودش دوست ندارد. ۳دوست واقعي تو كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند. ۴ بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي ولي بداني هرگز به او نخواهي رسيد. ۵هرگز لبخند را ترك مكن حتي وقتي ناراحتي , چون هر كسي امكان دارد عاشق لبخند تو باشد. ۶تو ممكن است در تمام دنيا يك نفر باشي ولي براي بعضي افراد همه دنيا هستي. ۷هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند مگذران. ۸شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري از افراد نا مناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را بدين ترتيب وقتي يافتي بهتر ميتواني شكر گزار باشي. ۹به چيزي كه گذشت غم مخور , به چيزي كه پس از آن خواهد آمد لبخند بزن. ۱۰ هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن . فقط مواظب باش به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني. ۱۱ خود را به فردي بهتر تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي , قبل از اينكه شخص ديگري را بشناسي و توقع داشته باشي كه او تو را بشناسد. ۱۲زياده از حد خود را تحت فشار مگذار. بهترين چيزها زماني اتفاق مي افتد كه توقع نداري
|
About![]()
پاریس کوچولو نام دوم روستای دیزباد از خراسان رضوی می باشد Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 Links
kami_ k1 |